درس 21: لاکپشت و مرغابیها ”غـ ـغـ ـغ غ“
صفحه ۱۰۱ تا ۱۰۳ کتاب درسی
لاکپشت و مُرغابیهاصفحه ۱۰۱ کتاب درسی
داستان این است: دو مرغابی چوبی را از دو سر میگیرند و لاکپشت وسطِ چوب را به دهان میگیرد تا با هم پرواز کنند — به شرطی که لاکپشت حرف نزند.
پایانِ داستان روی صفحه نوشته شده: «گوش نکند و جواب ندهد. او مدّتی ساکت ماند و بعد فریاد زد: «پریدم که پریدم!» امّا تا دهانش را باز کرد، از بالا به زمین افتاد.»
زیر متن، منبعش نوشته شده: «بازنویسی از کلیله و دمنه». این اوّلین باری است که بچّه با نام یک کتابِ کهن روبهرو میشود.
چهار شکل «غ»صفحه ۱۰۱ کتاب درسی
- غـ در اوّل — غار
- ـغـ در وسط — مُرغابی
- ـغ در آخرِ چسبان — مُرغ
- غ در آخرِ جدا — باغ
مثل «ع»، این هم چهار شکل دارد و در عنوانِ درس هر چهارتا نوشته شده است.
داستان از اوّل
لاکپشتی با دو مرغابی دوست بود. آب کم شد و مرغابیها خواستند بروند. لاکپشت گفت مرا هم ببرید. چوبی آوردند و هر کدام یک سرِ آن را گرفتند و لاکپشت وسطِ چوب را به دهان گرفت — به یک شرط: در راه حرف نزند.
پایینِ صفحه پایانش نوشته شده: «گوش نکند و جواب ندهد. او مدّتی ساکت ماند و بعد فریاد زد: «پریدم که پریدم!» امّا تا دهانش را باز کرد، از بالا به زمین افتاد.»
منبع زیر متن نوشته شده: «بازنویسی از کلیله و دمنه» — کتابی هشتصدساله، در کلاس اوّل.
چرا این داستان
الف) چرا لاکپشت افتاد؟
پاسخ: چون دهانش را باز کرد. و دهانش را باز کرد چون نتوانست ساکت بماند.
ب) اگر جای لاکپشت بودی چه میکردی؟
پاسخ: پاسخ آزاد است، ولی باید بگوید چطور میشد ساکت ماند.
داستان پند دارد ولی کتاب پند را ننوشته است؛ گفتنش کارِ بچّههاست.
کارِ کلاسی
- داستان را بخوانید و بگویید چند شخصیت دارد.
- بگویید هر شخصیت چه میخواست.
- لحظهای را که همهچیز خراب شد پیدا کنید.
- داستان را با پایانِ دیگری تعریف کنید.
قدم آخر همان کاری است که کتاب در صفحهی ۵۹ هم خواسته بود: پایانِ داستانی را که خواندی، به دلخواه تغییر بده.