درس 9: یک جهان جشن!
صفحه ۶۳ تا ۷۱ کتاب درسی
باز آن روز زیبا از راه رسیده استصفحه ۶۳ کتاب درسی
سلام و دیدهبوسی و تبریک و هدیه و شادی؛ زمزمهی ذکر زیبای «یا امیرالمؤمنین»؛ و سلام و صلوات! پیر و جوان و کوچک و بزرگ، همه شادمان هستند. همه، دست در دست هم تلاش میکنند تا آن روز بزرگ را زنده نگه دارند.
چه جشن باصفایی! آسمان سراپا غرق نور است و زمین سراسر غرق سرور! هر سال این جشن برپا میشود. از آن روز، که آن ماجرا اتّفاق افتاد تا الان بیش از هزار و چهارصد بار است که این جشن زیبا را دیدهام. چه روز بزرگ و بینظیری بود! تکتک صحنههایش در برابر چشمانم است!
هجدهم ذیالحجّه، در غدیر خمصفحه ۶۳ کتاب درسی
سال دهم هجری است؛ ماه ذیالحجّه، روز هجدهم ماه. پیامبر و یارانش شادمان از انجام دادن مراسم نورانی حج به سوی مدینه باز میگردند. کاروانها به منطقهی غدیرخم رسیدهاند و کمکم میخواهند از هم جدا شوند.
در همین لحظه پیامبرِ خدا فرمان توقّف میدهد و میفرماید: «آنها که جلوتر رفتهاند، برگردند. صبر میکنیم تا آنها که نرسیدهاند، برسند!» حاجیان شگفتزده به یکدیگر نگاه میکنند. — «چه شده است؟ اینهمه حاجی بایستند؟ آن هم در این هوای گرم و سوزان!» کمکم خبر همه جا میپیچد: — «پیامبر خدا میخواهند مطالب مهمّی را بیان کنند.»
نماز جماعت ظهر برپا میشود؛ چه نماز پرخاطرهای! به دستور پیامبر از جهازِ شتران، منبری بزرگ ساخته میشود. پیامبر خدا بر منبر میایستد و سخنرانی خویش را آغاز میکند. علی ابن ابیطالب نیز در کنار پیامبر ایستاده است.
- جهاز
- وسیلهای که برای حمل بار یا انسان روی شتر میبندند
همه او را میشناسندصفحه ۶۴ کتاب درسی
همه او را میشناسند و فداکاریهایش را بارها دیدهاند. من هم بارها او را دیدهام:
از آن آغاز که دیوار خانهی کعبه در برابر مادرش شکافته شد و او در کعبه به دنیا آمد. از آن هنگام که در بالای کوه نور در غار حرا همراه پیامبر خدا مشغول عبادت بود. از زمانی که در کنار کعبه تنها مردی بود که در سنّ نوجوانی پشت سر پیامبر نماز میخواند. در آن زمان که در روز فتح مکّه، روی دوش پیامبر رفت و بتها را از بالای کعبه پایین انداخت. …
مردم با شور و هیجان به پیامبر چشم دوختهاند و گوش میکنند.
آنچه بر تو نازل شده را برسانصفحه ۶۵ کتاب درسی
پیامبر مطالبی بسیار مهم و ارزشمند برای مردم بیان میکند؛ سپس با صدای بلند خطاب میکند: «خداوند، جبرئیل امین را به سوی من فرستاد و فرمود:»
یا أَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما أُنزِلَ إلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه
ای رسول خدا آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است برای مردم بیان کن که اگر بیان نکنی، پیام خدا را به مردم نرساندهای.
مَن کُنتُ مَولاهُصفحه ۶۶ کتاب درسی
و بعد دست علی علیهالسّلام را در دست میگیرد و بالا میآورد و با صدایی بلند میگوید:
مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاهُ
هر کسی من رهبر و سرپرست او هستم، این علی، رهبر و سرپرست اوست.
پس از این سخن چه شد؟
پاسخ: گلهای لبخند بر لب همه رویید. مردم دستهدسته جلو آمدند و با جانشین پیامبر بیعت کردند. در همین لحظه جبرئیلِ امین خدمت پیامبر خدا رسید و این آیه را هدیه آورد: «الیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی» — امروز دین شما را کامل، و نعمت را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آیین جاویدان شما پسندیدیم (مائده، ۳).
سپس پیامبر خدا دست به دعا برمیدارد: «پروردگارا! با دوستان علی دوست باش و با دشمنان او دشمنی کن؛ پروردگارا! یاران علی را یاری کن و بدخواهان او را خوار گردان.»
چرا پیامبر باید جانشین انتخاب میکرد؟گفتوگو کنیمصفحه ۶۹ کتاب درسی
کتاب دو نمونهی آشنا میآورد: مدیر مدرسه وقتی برای مدّت کوتاهی به مسافرت میرود، معاون مدرسه را بهجای خود تعیین میکند تا مانند او به کارهای مدرسه رسیدگی کند و بینظمی در مدرسه بهوجود نیاید. و مادر وقتی میخواهد برای مدّتی از خانه خارج شود، به خواهر بزرگتر سفارش میکند مانند او به امور منزل و کارهای من و برادر کوچکم رسیدگی کند تا مشکلی برای ما بهوجود نیاید.
با توجّه به آنچه خواندیم، فکر میکنید چرا لازم بود پیامبر اسلام برای خود جانشینی انتخاب کند؟
پاسخ: چون دین تازه بود و مردم به راهنما نیاز داشتند؛ اگر پس از پیامبر کسی نبود که همان راه را نشان دهد، اختلاف و بینظمی پیش میآمد — درست مثل مدرسهای که مدیر و جانشینی ندارد.
روز دعوت خویشاوندانایستگاه فکرصفحه ۶۹ کتاب درسی
پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآله فرمان یافته بود تا خویشاوندان نزدیک خود را به دین اسلام دعوت کند؛ آنها را به مهمانی دعوت کرد؛ بعد از ناهار و پذیرایی رو به آنها کرد و گفت: من برای شما بهترین دین را آوردهام. من خوبی شما را میخواهم. پروردگار به من دستور داده است تا شما را به سوی او هدایت کنم. کدامیک از شما مرا در این راه کمک میکند تا جانشین من در بین شما باشد؟
در این میان جز یک نوجوان، کسی چیزی نگفت… . آن نوجوان حضرت علی علیهالسّلام بود.
وَ أَنذِر عَشیرَتَکَ الأَقرَبینَ
و خویشاوندان نزدیکت را بیم ده.
چه ارتباطی میان این داستان و جملهی «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاهُ» هست؟
پاسخ: همان کسی که در آغاز دعوت، تنها کسی بود که پاسخ داد و پیامبر او را جانشین خود خواند، در پایان رسالت و در غدیر هم همانجا معرّفی شد. اوّل و آخرِ کار یکی است.
هر آیه به کدام تصویر؟ببین و بگوصفحه ۷۰ کتاب درسی
| آیه | معنا | کدام واقعه |
|---|---|---|
| اَلیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی (مائده، ۳) | امروز دین شما را کامل و نعمت را بر شما تمام کردم. | روز غدیر خم و بیعت مردم با علی علیهالسّلام |
| وَ یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً (انسان، ۸) | غذای خود را با اینکه به آن نیاز داشتند، به فقیر و یتیم و فرد گرفتاری بخشیدند. | بخشیدن افطار سه شب به مسکین و یتیم و اسیر |
| إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَنوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعونَ (مائده، ۵۵) | سرپرست شما، تنها خداست و پیامبر او و مؤمنانی که نماز را برپا میدارند و در حال رکوع به نیازمندان میبخشند. | بخشیدن انگشتر در حال رکوع |
خورشید و ماههمخوانی کنیمصفحه ۶۸ کتاب درسی
آن روزِ آسمانی
خورشید و ماه بودند
یک آسمان ستاره
با شور و شوق، دورِ
یک دستِ ماهِ زیبا
زیباتر از ستاره
خورشید مهربان گفت:
روزی که من نباشم
چشمِ ستارهها هم
در قابِ چشمشان بود
آن روزِ خوب و زیبا
با هم، میان صحرا
غرق نگاه بودند
خورشید و ماه بودند
در دستِ گرمِ خورشید
چشمانشان درخشید
این ماه بهترین است
خورشیدتان همین است
مانند چشمه جوشید
تصویر ماه و خورشید
به کار ببندیم (ص ۷۱): همراه با دوستانتان برای عید غدیر جشنی باشکوه در مدرسه یا محلّه برگزار کنید؛ کارت دعوت درست کنید و برنامهها را در آن بنویسید.