تمرین و روان خوانی پایان آموزش نشانهها (2)
صفحه ۱۱۱ تا ۱۱۵ کتاب درسی
چه چیزی سنجیده میشودصفحه ۱۱۱ کتاب درسی
بخش پایانی کتاب پنج صفحه است و هیچ نشانهای در آن آموزش داده نمیشود. کارش سنجیدن است: آیا بچّه میتواند متنی را که تا حالا ندیده، روان بخواند؟
«روان» یعنی بیمکث و با لحن. بچّهای که همهی نشانهها را میشناسد ولی هر کلمه را حرفبهحرف میسازد، هنوز به مقصد نرسیده است.
این دومین «تمرین و روانخوانی» کتاب است؛ اوّلی در صفحهی ۷۸ بود، وسطِ راه.
راههای تمرینصفحه ۱۱۱ کتاب درسی
- متن را اوّل با انگشت و همراه صدای معلّم بخوانید.
- بار دوم بدون انگشت بخوانید؛ چشم باید کلمه را یکجا بردارد.
- کلمههای سخت را جدا کنید و همانها را چند بار بخوانید، نه کلّ متن را.
- بار آخر با لحن بخوانید: جای مکث، جای پرسش، جای تعجّب.
لحن، آخرین چیزی است که یاد گرفته میشود و اوّلین چیزی است که نشان میدهد بچّه معنی را فهمیده.
از نگاره تا روانخوانیصفحه ۱۱۵ کتاب درسی
کتاب از صفحهای شروع شد که بچّه فقط میتوانست به تصویرش نگاه کند و دربارهاش حرف بزند، و به صفحهای رسید که خودش میخواندش. بین این دو، سی و دو نشانه و ده نگاره و هفت شعر فاصله است.
کسی که این مسیر را تمام کرده، دیگر «کلاس اوّلی» نیست؛ خواننده است.
روانخوانی یعنی چه
سه چیز با هم اشتباه گرفته میشود: شناختنِ نشانه، خواندنِ کلمه، و روانخوانی. اوّلی یعنی بچّه بداند این شکل چه صدایی دارد. دومی یعنی بتواند صداها را به هم بچسباند. سومی یعنی این کار آنقدر خودکار شده باشد که ذهنش برای فهمیدنِ معنی آزاد بماند.
بچّهای که تمامِ توانش صرفِ ساختنِ کلمه میشود، وقتی به آخر جمله میرسد اوّلش را فراموش کرده. برای همین روانخوانی شرطِ فهمیدن است، نه زینتِ آن.
معیارِ ساده: اگر بچّه بتواند بعد از خواندن بگوید متن دربارهی چه بود، روان خوانده است.
نشانههای اینکه کار تمام است
- کلمهی تازه را بدون کمک میخواند.
- سرِ نقطه مکث میکند و سرِ ویرگول کمتر.
- جملهی پرسشی را با لحنِ پرسش میخواند.
- بعد از خواندن میتواند متن را تعریف کند.
اگر سه تای اوّل هست و چهارمی نیست، مشکل در خواندن نیست؛ در توجّه است.