درس 6: بانوی قهرمان
صفحه ۴۰ تا ۴۵ کتاب درسی
در کاخ یزیدصفحه ۴۰ کتاب درسی
وارد قصر میشویم. جشن بزرگی برپا کردهاند. افرادی با لباسهای رنگارنگ دو طرف تخت یزید ایستادهاند و به ما که اسیر هستیم نگاه میکنند. نگاهم به عمّهام زینب است که آرام راه میرود؛ انگار نه انگار که این همه سختی کشیده است.
بعد از شهادت بابا دیگر ندیدم که عمّه راحت خوابیده باشد. شبها بیدار میماند و ما را در آغوش میگیرد. اشک چشمان ما را با دستان زخمیاش پاک میکند و آنقدر ما را نوازش میکند تا خوابمان ببرد. سپس در گوشهای به دعا و راز و نیاز با خدا مشغول میشود.
امّا امروز در برابر دشمنان، عمّه سرش را بلند کرده است و محکم قدم برمیدارد. دلش شکسته است، ولی به روی ما لبخند میزند.
سخنرانیداستان درسصفحه ۴۰ کتاب درسی
یزید با صدای بلند میخندد و اطرافیانش با خندهی او میخندند. ناگهان عمّه از جایش بلند میشود و با صدای بلند میگوید: «یزید، فکر میکنی چون به ما سختگیری کردی و ما را مانند اسیران به اینجا آوردی، ما خوار شدیم و تو عزیز شدی؟»
صدای عمّه در تمام قصر میپیچد. در یک لحظه همه ساکت میشوند. عمّه همچنان سخنرانی میکند: «زیاد خوشحال نباش! وقتی پیش خدا حاضر شوی، آرزو میکنی ای کاش این روز را نمیدیدی.»
یزید فقط نگاه میکند و مثل مردهها بیحرکت مانده است. دیگر کسی به ما نگاه نمیکند و نمیخندد. سرم را بلند میکنم و به عمّه نگاه میکنم؛ انگار که دیگر اسیر نیستم.
بدانیمبدانیمصفحه ۴۲ کتاب درسی
خداوند به امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) دختری هدیه داد. رسول خدا خیلی خوشحال شد و نام او را «زینب» گذاشت. زینب از کودکی در کنار امام حسن و امام حسین بزرگ شد و دستورات دینی را از پدر و مادر خود یاد گرفت.
او زنی دانشمند و اهل عبادت بود و به زنان شهر کوفه قرآن آموزش میداد. وقتی امام حسین (ع) به همراه خانوادهی خود به سوی کربلا حرکت کرد، زینب نیز در کنار برادر بود. او در کربلا و حادثههای بعد از آن سختیهای زیادی را تحمّل کرد و به همین دلیل به صبر و شجاعت و فداکاری معروف شده است.
الف) روز تولّد این بانوی بزرگ را «روز پرستار» نامیدهاند. میدانید چرا؟
پاسخ: چون او در کربلا و پس از آن، از کودکان و بیماران کاروان پرستاری کرد؛ بیدار میماند، زخمها را میبست و دلداری میداد — همان کاری که پرستار میکند.
صبور باشیدبیندیشیمصفحه ۴۴ کتاب درسی
وَ اصۡبِروا اِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّابِرینَ
صبور باشید، که خدا با صابران است.
| نسبت | نام |
|---|---|
| پدر | امام علی (ع) |
| مادر | حضرت فاطمه (س) |
| پدربزرگ | پیامبر اسلام (ص) |
| مادربزرگ | حضرت خدیجه (س) |
| برادران | امام حسن (ع) و امام حسین (ع) |
| پسرِ برادر | حضرت قاسم / حضرت علیاکبر |
الف) کدام بخشهای داستان به شجاعت، عبادت و فداکاری او اشاره میکند؟
پاسخ: شجاعت: ایستادن و سخن گفتن در برابر یزید. عبادت: راز و نیاز شبانه در گوشهای. فداکاری: بیدار ماندن و آرام کردن کودکان با دستان زخمی.