دبیریار
درسنامهسوم ابتداییهدیه‌های آسمانیمبحث ۱۷

درس 17: خواب شیرین

صفحه ۱۰۸ تا ۱۱۳ کتاب درسی

تیم محتوای دبیریاربروزرسانی ۱۷ آذر ۱۴۰۴۱٫۲ هزار بازدید

کمی استراحت می‌کنمصفحه ۱۰۹ کتاب درسی

به تنه‌ی درختی تکیه زد و با خود گفت: اندکی این‌جا استراحت می‌کنم و سریع به راه می‌افتم. عجله داشت؛ امام او را به دنبال کار مهمّی فرستاده بود.

نفس عمیقی کشید و به یاد روزهای تلخ گذشته افتاد؛ روزهایی که ناچار بود به دیگران التماس کند تا کاری به او بدهند و با مزد آن غذایی تهیّه کند — غذایی برای خود و برای مادر بیمار و خواهر کوچکش. یاد روزی افتاد که تا شب پولی به دست نیاورده بود؛ گرسنه و خسته در کوچه نشسته بود و گریه می‌کرد که ناگهان دست مهربان مردی را روی شانه‌ی خود احساس کرد.

امام از او خواست هر روز پیش او بیاید تا هم به او کار دهد و هم خواندن و نوشتن بیاموزد. حالا چند ماه از آن روز گذشته است و از آن روز، دیگر هیچ‌وقت او و خانواده‌اش گرسنه نمانده‌اند.

نسیمی که نبودداستان درسصفحه ۱۱۰ کتاب درسی

در همین فکرها بود که آرام در زیر سایه‌ی درخت خوابش برد. ساعتی گذشت و او همچنان خواب بود. ظهر بود و آفتاب به صورتش می‌تابید؛ دانه‌های درشت عرق از پیشانی‌اش بر زمین می‌چکید.

ناگهان احساس کرد نسیم خنکی به صورتش می‌وزد. فکر کرد شاید ابرها جلوی خورشید را گرفته‌اند. حالا راحت‌تر می‌توانست بخوابد؛ نه آفتابی بود و نه گرمایی!

مدّتی گذشت و چشمانش را باز کرد. اوّل فکر کرد خواب می‌بیند؛ امّا نه! امام بالای سرش ایستاده بود. نسیمی در کار نبود؛ این امام صادق (ع) بود که در این مدّت او را باد می‌زد و در برابر خورشید ایستاده بود تا آفتاب به او نتابد. عرق از سر و صورت امام جاری شده بود.

آه! کار امام را فراموش کرده بود. نمی‌دانست چه بگوید. «آقای من، مرا…» امام نشست، دستی بر سر او کشید و گفت: «دیر کردی. نگرانت شدم و به دنبالت آمدم.»

بدانیمبدانیمصفحه ۱۱۰ کتاب درسی

امام جعفر صادق (ع)، ششمین امام ما و فرزند امام محمّد باقر (ع) است؛ آن حضرت در مدینه زندگی می‌کرد. او نیز مانند پدرش همه‌ی مردم را به علم‌آموزی تشویق می‌کرد و شاگردان زیادی تربیت کرد که بعضی از آنان دانشمندان بزرگ زمان خود شدند.

امام صادق (ع) همیشه با ستمکاران مبارزه می‌کرد. سرانجام ایشان نیز به دست حاکم ستمگر زمان خود به شهادت رسید و در قبرستان بقیع، در کنار پدر و پدربزرگش به خاک سپرده شد.

ببخشید و بگذریدبیندیشیمصفحه ۱۱۱ کتاب درسی

وَ لۡیَعۡفوا وَ لۡیَصۡفَحوا

اشتباه دیگران را ببخشید و از خطای آن‌ها بگذرید.

سوره‌ی نور، آیه‌ی ۲۲
  1. الف) چرا نام این داستان «خواب شیرین» گذاشته شده است؟

    پاسخ: چون خوابی که آن جوان کرد، شیرین‌ترین خوابِ عمرش بود — نه به‌خاطر خنکی، بلکه به‌خاطر کسی که آن خنکی را ساخته بود. و همین‌طور چون امام به‌جای سرزنش، نگرانی نشان داد.

  2. ب) داستان «خواب شیرین» با کدام‌یک از نشانه‌های مؤمن ارتباط دارد؟

    پاسخ: با مهربانی با نیازمندان — امام او را از کوچه برداشت و کار و سواد به او داد — و با گذشت از خطا، وقتی که کار را فراموش کرده بود.

امام صادق (ع) می‌فرماید: «از نشانه‌های مؤمنان است: راست‌گویی، امانت‌داری، وفای به عهد (خوش‌قولی)، دیدار خویشاوندان و مهربانی با نیازمندان.»

درسنامه‌های دیگر هدیه‌های آسمانی سوم ابتدایی

  • درسنامهمبحث ۱
    سوم ابتداییهدیه‌های آسمانی

    درس 1: آستین‌های خالی

    صفحه ۸ تا ۱۳ کتاب درسی

    پیرمردی که در صف نانوایی دست نداشت — تا اینکه دو دست از زیر پالتو بیرون آمد.

    تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۳/۰۹/۲۰تعداد بازدید: ۲۶ هزار
  • درسنامهمبحث ۲
    سوم ابتداییهدیه‌های آسمانی

    درس 2: غروب یک روز بهاری

    صفحه ۱۴ تا ۱۹ کتاب درسی

    باران که می‌بارد، بهترین وقتِ دعاست — و دخترکِ داستان برای همه دعا می‌کند، جز خودش.

    تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۳/۰۹/۱۹تعداد بازدید: ۴۲ هزار
  • درسنامهمبحث ۳
    سوم ابتداییهدیه‌های آسمانی

    درس 3: همیشه با من

    صفحه ۲۰ تا ۲۵ کتاب درسی

    کودکی پیامبر: مادر گردنبندی به گردنش انداخت تا از خطر حفظش کند، و او آن را باز کرد.

    تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۴/۰۲/۱۹تعداد بازدید: ۳۶ هزار