درس 15: همسفر ناشناس
صفحه ۹۶ تا ۱۰۱ کتاب درسی
همسفری که کسی نمیشناختصفحه ۹۶ کتاب درسی
کاروان برای زیارت خانهی خدا به راه افتاد. بین راه چند روزی در مدینه استراحت کردند و هنگام حرکت به سوی مکّه، مرد ناشناسی به آنها پیوست.
با اینکه کسی او را نمیشناخت، همیشه به آنها محبّت میکرد. او به یاد خدا بود و با چهرهای خندان و بانشاط به همهی افراد کاروان کمک میکرد؛ با کودکان بازی میکرد، به تشنگان کاروان آب میرساند و به پیرمردان کمک میکرد تا بر اسبها و شترها سوار شوند.
مسافری که او را شناختداستان درسصفحه ۹۷ کتاب درسی
مسافری در میانهی راه به کاروان پیوست و در نگاه اوّل مرد ناشناس را شناخت. با کمال تعجّب پرسید: «این مرد را که کارهای شما را انجام میدهد، میشناسید؟» گفتند: «نه! او را نمیشناسیم. مردی مؤمن و نیکوکار است. ما از او تقاضا نکردهایم کاری انجام دهد، ولی خودش دوست دارد در کارها به دیگران کمک کند.»
مرد مسافر ادامه داد: «اگر او را میشناختید، حاضر نمیشدید او برای شما این کارها را انجام دهد.» «مگر او کیست؟» مسافر گفت: «او علیبنالحسین، امام سجّاد است.»
اهل کاروان با ناراحتی به سوی امام دویدند: «ببخشید شما را نشناختیم. چرا خود را معرّفی نکردید؟! ممکن بود به شما بیاحترامی کنیم!» امام با مهربانی گفت: «من خودم تصمیم گرفتم با شما که مرا نمیشناسید همسفر شوم؛ چون کسانی که مرا میشناسند، اجازه نمیدهند برایشان خدمتی انجام دهم. برای همین خود را معرّفی نکردم تا بتوانم به همه کمک کنم.»
خدایا، کمکم کن تا به مردم خدمت کنمبیندیشیمصفحه ۹۹ کتاب درسی
خدایا، کمکم کن تا به مردم خدمت کنم.
الف) بهتر است کمک کردن به دیگران چگونه باشد؟
پاسخ: بیآنکه کمکگیرنده شرمنده شود و بیآنکه کمککننده منّت بگذارد. جوابِ خودِ داستان همین است: امام نامش را نگفت تا کمکش پذیرفته شود.
بگرد و پیدا کنبگرد و پیدا کنصفحه ۱۰۰ کتاب درسی
| پرسش | پاسخ |
|---|---|
| چندمین امام؟ | چهارمین |
| فرزند کدام امام؟ | امام حسین (ع) |
| معروف به سجّاد یعنی… | بسیار سجدهکننده |
| لقب دیگر | زینالعابدین، یعنی زینت عبادتکنندگان |
| آرامگاه | قبرستان بقیع |
| نام کتاب دعاهای او | صحیفهی سجّادیه |
حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهر ری قرار دارد.