مرور فصل چهارم
صفحه ۷۰ تا ۷۲ کتاب درسی
فرهنگ نوشتنفرهنگ نوشتنصفحه ۷۰ کتاب درسی
«توضیح دهید که عددها در الگوی عددی زیر چگونه ادامه پیدا میکنند و شما عدد بعدی را چگونه مینویسید؟» و زیرش: ۱۰۰، ۲۰۰، ۳۰۰، ۴۰۰.
پرسش دو بخش دارد: قاعده چیست، و *شما* چطور عمل میکنید. بخش دوم است که نوشتن را لازم میکند.
پول، چرتکه، کارتتمرینصفحه ۷۰ کتاب درسی
۱ و ۲) مقدار پول هر قسمت، و عددی که هر چرتکه نشان میدهد.
پاسخ: چهار دسته سکّه و سه چرتکه روی صفحه است؛ هر دو تمرین یک کار میکنند — از نمایش به عدد رسیدن.
۳) با ۳ کارت ۲، ۵ و ۷ تمام عددهای ۳ رقمی را بنویسید.
پاسخ: ۶ عدد: ۲۵۷، ۲۷۵، ۵۲۷، ۵۷۲، ۷۲۵، ۷۵۲.
تمرین صفحهی ۷۱تمرینصفحه ۷۱ کتاب درسی
۴) با سه رقم ۴، ۷ و ۲ عدد سه رقمی بنویسید که رقم یکان آن از همه کمتر باشد. چند جواب دارد؟
پاسخ: ۲ جواب: ۴۷۲ و ۷۴۲. یکان باید ۲ باشد و صدگان و دهگان هر دو چیدمانِ ۴ و ۷ را میپذیرند.
۵) با سه رقم ۳، ۰ و ۶ عدد سه رقمی بنویسید که رقم یکانش ۶ باشد.
پاسخ: ۳۰۶. چیدمانِ دیگر با یکانِ ۶ باید با صفر شروع شود و عدد سه رقمی نیست — همان حذفِ حالت نامطلوبِ درس قبل.
۶) زهرا ۹۵ امتیاز داشت و ۸ امتیاز دیگر گرفت.
پاسخ: ۱۰۳ امتیاز.
۷) عدد داخل مربّع به کدام عدد نزدیکتر است؟
پاسخ: ۲۷۳ به ۲۷۰ نزدیکتر است. در ردیف دوم، دایرهی خالی ۳۵۰ میشود و ۳۵۱ هم به ۳۵۰ نزدیکتر است.
۸) هر عدد را به صورت باز شده بنویسید (نمونه: ۲۳۱ = ۲۰۰+۳۰+۱).
پاسخ: ۵۹۳ = ۵۰۰+۹۰+۳؛ ۲۰۵ = ۲۰۰+۵؛ ۴۷۱ = ۴۰۰+۷۰+۱؛ ۷۸۰ = ۷۰۰+۸۰؛ ۷۰۹ = ۷۰۰+۹. هر جا رقمی صفر است، آن جمله اصلاً نوشته نمیشود.
معمّا: دوازده قطعهی پنجمربّعیمعمّاصفحه ۷۲ کتاب درسی
«همهی قطعات زیر از ۵ تا مربّع مساوی درست شدهاند.» چهار قطعه نشان داده شده و بعد: «در مجموع ۱۲ قطعهی مختلف میتوان رسم کرد که هر قطعه با ۵ مربّع مساوی درست شده باشد. ۸ قطعهی دیگر را شما رسم کنید.»
و یک تذکّر که کلّ معمّا را ممکن میکند: «توجّه داشته باشید که این قطعه همان قطعهی بالایی است. فقط چرخیده است.»
«این ۱۲ قطعه روی هم چند مربّع دارند؟»
پاسخ: ۶۰ مربّع — دوازده قطعه که هرکدام ۵ تا دارند؛ همان شمارشِ پنجتا پنجتای فصل ۱.
قاعدهی «چرخیده، پس همان است» در فصل ۳ هم بود؛ آنجا گفت چرخاندن تا کردن نیست، اینجا میگوید چرخاندن قطعهی تازه نمیسازد.
فرهنگ خواندن: پیش از پولفرهنگ خواندنصفحه ۷۲ کتاب درسی
«در زمانهای خیلی دور مردم برای خرید و فروش از جنسهایی که داشتند استفاده میکردند. برای مثال یک نفر که تخممرغ داشت، چندتا تخممرغ میداد و از کسی که سبزی داشت، به جایش سبزی میگرفت.»
«به اینترتیب با جابهجا کردن کالاها، نیازهای خود را تأمین میکردند، تا اینکه به این فکر افتادند که از پول بهجای کالا استفاده کنند. به این ترتیب هرکسی برای جنس یا کالای خود ارزشی تعیین میکرد و کمکم استفاده از سکّههایی که ارزش داشتند رایج شد.»
متن دقیقاً به پرسشِ بیجوابِ صفحهی ۵۷ وصل میشود: ارزشِ پول قراردادی است، پس میتواند عوض شود.