درس 1: زنگ علوم
صفحه ۱۰ تا ۱۳ کتاب درسی
نقّاشی سایههابازیصفحه ۱۰ کتاب درسی
اوّلین زنگ علوم در کلاس نیست؛ در حیاط است. بچّهها بیرون میروند، یکی میایستد و دیگری دور سایهاش را روی زمین خط میکشد. همین. هنوز هیچکس چیزی یاد نداده است.
کتاب زیر همین تصویر یک جمله دارد: بازی هم فرصتی برای یادگیری است.
زنگ علوم با یک کار شروع میشود، نه با یک توضیح.
دو ساعت بعدصفحه ۱۱ کتاب درسی
بچّهها دو ساعت بعد دوباره به همانجا برمیگردند و همان نفر دقیقاً همانجا میایستد. سایه سرِ جای خودش نیست. خطّی که کشیده بودند مانده، ولی سایه از آن بیرون زده است.
کسی این را به بچّهها نگفته؛ خودشان دیدهاند. کتاب همینجا مینویسد: سواد هر کسی آن است که خودش به دست میآورد؛ چنین سوادی همیشه همراه اوست.
الف) چرا سایه سرِ جای اوّلش نبود، در حالی که خودِ بچّه همانجا ایستاده بود؟
پاسخ: چون خورشید در آسمان جابهجا شده بود. سایه با خورشید حرکت میکند، نه با ما.
ب) اگر فردا صبح زود همین کار را انجام دهیم، سایه بلندتر است یا کوتاهتر؟
پاسخ: این را باید امتحان کرد، نه حدس زد. سایهی هر روز را در چند ساعتِ مختلف خط بکشید و با هم مقایسه کنید.
خوب نگاه کنخوب نگاه کنصفحه ۱۲ کتاب درسی
معلّم یک گوجهفرنگی را نصف میکند و به هر کس یک بُرش میدهد. کار بچّهها فقط یک چیز است: با دقّت نگاه کردن. بعد کتاب میگوید حالا که با دقّت نگاه کردی آن را نقّاشی کن.
نقّاشی کردن اینجا هنر نیست، ابزارِ مشاهده است؛ تا چیزی را نکشیده باشی نفهمیدهای چند بخش دارد.
وقتی بچّهها با کنجکاوی و دقّت به بُرشی از گوجهفرنگی در دستان خود نگاه میکنند، در واقع کتاب درسی در دستان آنهاست.
زیر آب یا روی آب؟صفحه ۱۳ کتاب درسی
بازی آخرِ این درس ساده است: چیزهای گوناگون را در ظرف آب میاندازیم و میبینیم کدام میرود زیر آب و کدام روی آب میماند. پیش از انداختن هر چیز، حدس خودتان را بگویید؛ بعد امتحان کنید.
این بازی در درس ششم، صفحهی ۴۹، دوباره برمیگردد و آنجا با یازده وسیلهی مشخّص تکرار میشود. پس همین حالا خوب نگاه کنید.
اگر با کنجکاوی و علاقه به دنبال یافتن جواب پرسشهای خود باشیم، حتماً چیزهای تازه پیدا میکنیم.