درس 12: روزی برای تمام بچهها
صفحه ۸۲ تا ۸۷ کتاب درسی
دیروز همگی غذا خوردید؟صفحه ۸۲ کتاب درسی
آسمان پوشیده از ابر بود و باد شدیدی میوزید. آن روز از سردترین روزهای پاییز بود. کلاس تازه شروع شده بود که خانم شریفی از جایش بلند شد و روبهروی بچّهها ایستاد: «بچّهها! دیروز همگی غذا خوردید؟» ــ «معلوم است که خوردیم!»
ــ «فکر میکنید همهی بچّههای دنیا هر روز غذا میخورند و سیر میشوند؟» یکی گفت: «مادربزرگم میگوید بعضی کودکان در کشورهای فقیر غذای کافی برای خوردن ندارند.» معلّم گفت: «بله؛ بسیاری از کودکانِ آواره و جنگزده در سراسر دنیا گرسنه میخوابند.»
ــ «راستی بچّهها! دیشب شما راحت خوابیدید؟» ــ «بله…» ــ «کودکان بسیاری خانه ندارند و شبها زیر پلها، کنار خیابانها و در پارکها میخوابند. عزیزانم! دیشب نگران نبودید؟ خطری شما را تهدید نمیکرد؟» و یکی گفت: «مثل کودکان فلسطینی که روزها و شبها آرامش ندارند؛ بچّههای زیادی دیشب از شدّت صدای گلوله و انفجار و هواپیمای جنگی خواب نداشتند و تا صبح از ترس لرزیدند.»
روزی که ستم تمام میشودبرایم بگوصفحه ۸۴ کتاب درسی
خانم شریفی به ابرهای پشت پنجره چشم دوخت و گفت: «بچّهها! روزی که امام مهربان ما ظهور کند، دوران ستمگران به پایان میرسد و همهی بچّههای دنیا در آن روزِ زیبا شاد و خندان هستند.»
«ما برای آمدن مهدی موعود که خدا و پیامبرش مژدهی آمدن او را به ما دادهاند دعا میکنیم و هرگاه نام آن حضرت را به زبان میآوریم، میگوییم: عَجَّلَ اللّٰهُ فَرَجَه، یعنی خدا ظهورش را نزدیک گرداند؛ زیرا آن حضرت با خود هدیههایی میآورد که دنیا پر از لبخند و شادی میشود.»
ــ «بچّهها! دوست دارید روزی بیاید که همهی کودکان دنیا بدون گرسنگی و نگرانی و با آرامش بخوابند؟» بچّهها با خوشحالی سرهایشان را تکان دادند: «ای کاش چنین روزی بیاید!»
- موعود
- وعده داده شده
حق میآید و باطل نابود میشودتدبّر کنیمصفحه ۸۶ کتاب درسی
جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقاً
حق میآید و باطل نابود میشود؛ بدون تردید، باطل نابودشدنی است.
الف) برای آمدن این روز، آیا دعا کردن کافی است؟
پاسخ: کتاب جمله را نیمهکاره میگذارد: «یا باید…». خودتان تمامش کنید — و به کاری فکر کنید که همین حالا از دست شما برمیآید.
منتظرم تا برسیهمخوانی کنیمصفحه ۸۷ کتاب درسی
منتظرم تا برسی / مرا ز غم رها کنی
زمین خسته را پُر از / محبّت و صفا کنی
منتظرم که گُل دهد / درختِ آرزوی من
تازه و قشنگتر شود / تمامِ رنگ و بوی من
منتظرم که پَر کشد / کلاغ ظلم و دشمنی
تمام زندگی شود / پُر از امید و روشنی
و منتظریم میرسی / به شهرِ ما، به دادِ ما
ای که همیشه میتپد / شما به قلب ما یاد