درس 5: بلدرچین و برزگر
صفحه ۴۶ تا ۴۹ کتاب درسی
خلاصهی داستان
بلدرچینی در مزرعهی گندم آشیانه ساخته بود و جوجههایش بزرگ میشدند. جوجهها هر روز میشنیدند که برزگر میگوید برای درو، از دوستان و خویشان کمک میگیرد؛ و مادر میگفت هنوز وقت کوچ کردن نرسیده است.
اما روزی برزگر گفت: «فردا خودم با پسرم درو را شروع میکنم.» مادر بلدرچین گفت حالا وقت رفتن است؛ چون کاری که آدم خودش تصمیم بگیرد انجام دهد، حتماً انجام میشود.
واژهنامه
- بلدرچین
- پرندهای کوچک که روی زمین آشیانه میسازد
- برزگر
- کشاورز
- درو
- بریدن و جمع کردن محصول رسیده
- خرمن
- تودهی محصول درو شده
پیام درس
کاری که به دیگران واگذار شود ممکن است هرگز انجام نشود؛ اما کاری که خودمان به عهده بگیریم، انجام میشود.
بیاموز و بگو
الف) چرا مادر بلدرچین تا آخرین روز نگران نشد؟
پاسخ: چون میدانست تا وقتی برزگر منتظر کمک دیگران است، کار شروع نمیشود.